مقاله

در آینده ظرف سی ثانیه هر کسی میتواند مشهور شود.

چند توصیه برای ساخت آگهی های تبلیغاتی تلویزیونی

     جایی در بیرون از این جا بدترین دندانپزشک آمریکا دارد هر روز تعداد زیادی بیمار را معاینه و مداوا می کند او به اشتباه آمپول بیهوشی را در بینی بیمار فرو میکند و بلاهایی سر دندان بیماران می آورد که نمیتوانید فکرش را هم بکنید. فقط یک نکته کوچک وجود دارد:

     هیچ کس نمیداند این دکتر دندانپزشک کیست؟ هر کاری هم که بکند هیچ وقت نمی بینید که مردم در کوچه و خیابان یا در آشپزخانه ی شرکت ها راجع به وظیفه ناشناسی ها و افتضاح کاری هایش صحبت کنند.

     اما اگر شما یک آگهی ساز تلویزیونی هستید، با کوچکترین اشتباهی که در این کار کنید همه درباره ی افتضاحی که بالفرض مثال دیشب در تلویزیون دیده اند صحبت خواهند کرد.

     خیلی ها کارشان را از مطبوعات آغاز میکنند اما برای این که در تبلیغات شناخته شوند به ساخت آگهی های تلویزیونی روی می آورند آژانس های تبلیغاتی بزرگ، قسمت اعظم درآمد خود را از راه تبلیغات تلویزیونی کسب می کنند. به طور معمول هم، سازندگان این آگهی های تلویزیونی، دستمزدهای بالایی را طلب می کنند.

     پیش از ورود به این فصل باید یادآوری کنم که مهمترین نکته ای که در فصل های قبل گفتم، یعنی «ساده بودن»، در مورد تبلیغات تلویزیونی هم، صدق می کند.

اصل اول:

برای خلق یک آگهی تلویزیونی ،خوب ابتدا باید یک متن تبلیغاتی بنویسید.

     برای ساخت یک آگهی بد تلویزیونی هم، همان قدر کار و تلاش لازم است که برای یک آگهی خوب. اگر یک سناریوی خوب در دست دارید، برای ساخت آن، باید همان قدر تلاش کنید که برای به دست آوردن ایده ی آن تلاش کرده اید. درست مانند اتفاقی که در ساخت تبلیغ مشهور اپل ۱۹۸۴ افتاد. (شکل ۲-۵). در ساخت آگهی تلویزیونی، کار نویسنده، با پیدا کردن ایده پایان نمی یابد. برای ساخت یک آگهی تلویزیونی خوب، باید در تمام طول یک راه طولانی و خسته کننده، صبور باشید. از جلسه های تقسیم نقش و پیدا کردن بازیگر مناسب گرفته، تا انتظار در صحنه فیلمبرداری برای پیدا کردن زوایای مناسب برای نورپردازی و خلاصه در همه جا باید حضور داشته باشید و صبور باشید. در کنار این، ساعت ها انتظار در اتاق مونتاژ و نوشیدن قهوه ی سرد هم وجود دارد. تازه کار هم که تمام شود، در دستتان چیزی است که چندان چنگی به دلتان نمی زند. قبل از هر چیز، طرح و سناریوی خود را کاملاً بی نقص آماده کنید؛ چرا که پس از آن، فرصت چنین کاری برای شما در حین ساخت وجود نخواهد داشت.

قبل از شروع کار، از بودجه ی مخصوص به پروژه مطلع شوید.

     اگر از بودجه ای که برای این کار در نظر گرفته شده، در همان ابتدای کار مطلع شوید، بهتر است. بنابراین با توجه به بودجه، سناریوی خود را خواهید نوشت. گاهی اوقات یک جلوه ی ویژه ی ساده، در حدی که باور نمی کنید گران است. همچنین استفاده از حیوانات یا بعضی موارد دیگر نیز بدون در نظر گرفتن بودجه، می تواند شما را دچار دردسر کند.

شکل ۲-۵- صحنه ای از آگهی تلویزیونی ای که آژانس چیات/ دی (Chiat/Day) برای کامپیوترهای اپل ساخته است. بر طبق نظر سنجی های اخیر از مصرف کنندگان این بهترین تبلیغ تلویزیونی است که تاکنون ساخته شده است.

مشکل را با ارائه ی تصویر حل کنید.

تلویزیون، رسان های متکی به تصویر است. به همین دلیل، به راه حل های تصویری نیاز دارد و باید از شیوه هایی که به استفاده ی بیشتر از کلام نیاز دارد، گریخت. در هنگام ارائه طرح به مشتریان هم، تنها صحبت نکنید؛ بلکه سعی کنید با ارائه چند، تصویر، موضوع و طرح خود را توضیح دهید.

جمله ای معروف در این زمینه وجود دارد که می گوید: «چیزهایی را که گوش فراموش می کند، چشم به خاطر می آورد.» آخرین باری را به یاد آورید که سعی کردید یک آگهی تلویزیونی را برای یکی از دوستان خود تعریف کنید. آیا سناریوی آن را تعریف کردید یا این که سعی کردید یک تصویر از آن رسم کنید؟

آیا میتوانید تمام کار را با ارائه ی تصویر نشان دهید؟

طرح تلویزیونی خود را به قدری از نظر تصویری قوی بسازید که بدون صدا هم، بیننده منظور شما را درک کند. این یک قانون نیست و همیشه هم ممکن است مفید واقع نشود؛ اما اگر در زمینه ای مفید و مناسب واقع شود، موفقیت آن کار حتمی است.

 

 

شکل ۳-۵- پس از گذشت بیست سال، هنوز هم ماکسل از این تصویر برای قصه گویی استفاده میکند و با کمک تصویر، بدون استفاده از کلام، محصولات دیجیتال خود را هم می فروشد.

در دهه ی هشتاد برای فروش کاست های ماکسل (Maxell)، از آگهی ای استفاده شده است که با یک تصویر، همه ی موضوع را توضیح میدهد. شکل (۵-۳) تصویر فردی را نشان می دهد که به یک کاست ماکسل گوش می دهد در اثر قدرت صدای آن نفس گیر شده است. شاید هنگامی که این آگهی را می بینید، در اتاق خود مشغول استفاده از جاروبرقی باشید؛ اما این کار مانع درک آن نمی شود.

به زبان داستان فکر کنید

یک کتاب خوب هست که همیشه به دانشجویان رشته ی تبلیغات خواندنش را توصیه می کنم. این کتاب درباره ی فیلمنامه نویسی است. داستان رابرت مک کی: ذات، ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی. مک کی موضوعی متقاعد کننده درباره ی این که مغز انسان تشنه داستان است را مطرح می کند. ساختاری که از مسأله آغاز می شود و تا راه حل غیر منتظره ادامه دارد، مسیری که مغز ما اشتیاقش را دارد. داستان ما را درون این مسیر می کشاند. حتی وقتی پایان آن را حدس میزنیم باز هم تا انتها صبر میکنیم تا با داستان همراه شویم.

نظریه پردازان معتقدند که داستان یک ساختار شناختی دارد که مغز ما از آن برای رمزگشایی اطلاعات استفاده می کند. به علاوه داستان کمک میکند تا ما چیزها را بهتر به خاطر بیاوریم.

یک تصویر خوب پیدا کنید و بر اساس آن داستان خود را بنویسید.

اگر مجبور بودید برای ارائه ی اندیشه ی خود تنها از یک تصویر استفاده کنید، آن تصویر چه میتوانست باشد؟ اگر آن تصویر را پیدا کردید، روی آن کار کنید و سعی کنید بر اساس آن، طرح و سناریوی خود را بنویسید. انگار که دارید یک تبلیغ چاپی خلق میکنید با یک تصویر شروع کنید و بعد آن را بسط دهید.

ساده باشید.

همچنان که برای تبلیغات نوشتاری توصیه کردم، در مورد تبلیغات تلویزیونی هم، سادگی حرف اول را میزند به خصوص اگر مشتری شما بودجه ی زیادی برای این کار اختصاص نداده باشد. حتی در مواردی هم که بودجه ی زیادی دارید، توصیه میکنم، کار را از یک طرح ساده شروع کنید. از شرکت تبلیغاتی مارتین (Martin Agency)، جان ماهونی (John Mahoney) و هال تچ (Hall Tech) برای تبلیغ حشره کش، این کار را ارائه داده اند: روی یک زمینه ی سفید، دو چکش قرار دارد. یکی از چکش ها از طلا ساخته شده است و دیگری از آهن. در کنار هر چکش، یک حشره است.

شکل ۴-۵- اگر بودجه ی سفارش دهنده ی تبلیغ، پنج برابر میزان فعلی اش بود، هیچ گاه این کار ساده و زیبا تحقق نمی یافت.

صدای روی تصویر _ «حشره کش گران قیمت در اختیار دارید.» دستی می آید چکش طلایی را بر میدارد و روی حشره می کوبد.
_«و حشره کش ارزان قیمت شما…»
دستی می آید چکش آهنی را بر میدارد و روی حشره می کوبد.
_«اِاِاِ به نظر شما کدام حشره بیجان تر است؟»
_ «آمو حشره کش تضمینی، ارزان!»

خوب است که بزرگ فکر کنید.

اگر یک ایده ی خوب و بودجه ی قابل توجه ی دارید، بهتر است تا بودجه را خرج نشان دادن ایده در تلویزیون به بهترین شکل ممکن کنید. در ادامه و نمونه از تبلیغات تلویزیونی که برنده جوایز جشنواره ی کن شده است، می آید تا ببینید یک ایده ی ساده چگونه با صرف هزینه میتواند به یک اثر ماندگار تبدیل شود.

شکل -۵-۵ موقعی که میخواستند فیلم تبلیغاتی کگ را بسازند فقط شش خودرو آکورد وجود داشت که نمونه های پیش از تولید انبوه بودند. یکی از آنها را برای این کار به قطعات اولیه تبدیل کردند. صدای گوینده روی فیلم را میشنویم که می گوید: «آیا زیبا نیست وقتی چیزها این قدر دقیق کار میکنند؟»

اولین نمونه، کار آژانس وایدن+ کندی است با نام کُگ (Cog) که برای تبلیغ اتومبیل هوندا آکورد ساخته شده است. (شکل ۵-۵) ایده ی اولیه آن این است: «ببینید هوندا آکورد از چه قطعات بی نظیری ساخته شده که در یک هارمونی بی نظیر مانند یک دومینو با هم کار می کنند». این ایده می توانست با استفاده از جلوه های ویژه در یک کار مختصر و مفید به اجرا در بیاید و پیام خود را هم به خوبی منتقل کند. اما سازندگان تصمیم گرفتند تا یک کار دو دقیقه ای بدون جلوه های ویژه و با یک دوربین اجرا کنند.

 بنابراین یک هوندا اکورد واقعی به قطعات اولیه تبدیل شد تا در یک سالن بزرگ با دقت در کنار هم چیده شوند. این کار خود پنج ماه زمان برد پس از آماده شدن ۶۰۵ برداشت ناموفق انجام شد تا در نهایت به آنچه که میخواستند رسیدند. این آگهی تلویزیونی را می توانید در اکثر سایت های تبلیغاتی که آرشیو آگهی ها را دارند ببینید.

 نمونه ی دوم، مربوط به شرکت آبجوسازی جینس است که برنده ی جایزه ی جشنواره ی کن شده است. ایده اصلی این تبلیغ تلویزیونی چنین بوده است: «اتفاقات خوب برای کسانی می افتد که انتظارش را دارند». نام آگهی «لماکت» noitulovE (برعکس تکامل، Evolution) گذاشتند. داستان برای سه مرد که در یک کافه مشغول نوشیدن جینس هستند اتفاق می افتد. این مردان با نوشیدن جینس دچار تکامل واژگونه می گردند و در حین راه رفتن به عقب در حالی که جهان نیز در حال تغییر و تبدیل به اعصار گذشته است از حالت کنونی به انسان غارنشین و سپس میمون مبدل شده و در انتها تبدیل به آبزیان و بعد ماهی های کوچکی می شوند که در گل و لای زندگی می کنند.

شکل ۶-۵- تبلیغ تلویزیونی با بودجه ی بالا برای جینس، که تکامل برعکس سه مرد را نشان می دهد. در حافظه ماندن این آگهی باعث شد تا استفاده و خوراک خوبی برای روابط عمومی برند ایجاد شود.

فراموش نکنیم که اگر ایده ی خوبی نداشته باشیم، بودجه ی بزرگ به تنهایی کمکی به ما نمی کند.

اگر می توانید دو ثانیه ی اول آگهی را با تصویر چشمگیری شروع کنید حتما این کار را بکنید.

تصور کنید، بیننده پای تلویزیون نشسته، فیلم سینمایی تماشا می کند. پلیس قهرمان فیلم به سر شخصیت منفی می کوبد، دوربین نزدیک می شود. آه! نه، دوست خودش را کشته است. در این هنگام فیلم قطع می شود و زمان پیام های بازرگانی است. بیننده بلند می شود تا به آشپزخانه برود، برای نگه داشتن او پای تلویزیون، فقط دو ثانیه وقت دارید.

یکی از راه های نگه داشتن بیننده در پای تلویزیون، همان چیزی است که جرج لوونشتاین( George Lowenstein) به آن شکاف کنجکاوی می گوید. ایجاد فاصله بین آنچه که مخاطب می داند و آنچه که می خواهد بداند. وقتی آگهی شما این شکاف را ایجاد کند، مخاطب راهی جز دیدن ادامه ی آگهی را ندارد.

آگهی معروفی که برای اتومبیل های ساتورن (Saturn)، توسط جیمی بارت و مارک ونکر ساخته شده است (شکل۷-۵)، به احتمال زیاد بیننده را پای تلویزیون نگه می دارد. این آگهی شروع خوبی دارد. مردی با پای پیاده از گاراژ خانه ی خود عقب عقب بیرون می آید. این آگهی بر اساس ارزش ارائه شده توسط کمپانی ساتورن ساخته شده با ایده: اول مردم. ارزش مردم برای ما از اتومبیل ها بیشتر است. در این آگهی، ما انسان ها را در خیابان ها بدون خودروهایشان میبینیم اما به گونه ای که انگار داخل خودرو نشسته اند. (صدای گوینده را می شنویم که می گوید: هنگامی که خودروهایمان را طراحی می کنیم، فقط آهن پاره ها را نمی بینیم. بلکه انسان هایی را می بینیم که قرار است از این خودروها استفاده کنند. این تفاوت ساتورن است).

شکل ۷-۵ قوی شروع کنید. با انتخاب هایی مثل رفتن به توالت یا رفتن به آشپزخانه برای خوردن چیزی، در رقابت هستید. رقابتی وحشتناک!

تکلیف ۵ ثانیه ی آخر را روشن کنید.

در هالیوود ضرب المثلی است که می گوید: تمام فیلم ها درباره ی بیست دقیقه آخرشان هستند. درباره ی تبلیغات این می شود همان پنج ثانیه ی آخر. اگر درباره ی پنج ثانیه ی آخر به نتیجه نرسیده اید یعنی درباره ی هیچ چیز مطمئن نیستید. بنابراین سعی کنید تکلیف پنج ثانیه ی آخر را همان ابتدای کار روشن کنید.

اگر میتوانید کالای خود را در تلویزیون نشان دهید، حتما این کار را بکنید.

هیچ چیز مانند دیدن با چشم نیست؛ اما همیشه چنین فرصتی ندارید که کالای خود را به بیننده نشان دهید. در این جا، مهمترین نکته، ارائه کالا به بیننده است به گونه ای که برای همیشه در ذهنش بماند. برای نمونه آگهی ای که در زیر آمده است را فالون مک الیوت (Fallon Mc Eliott)، برای توپ های تنیس ساخته است.

استراتژی: کارآیی ثابت تمام توپ ها.

شعار: «اگر یکی از آنها را دیده اید یعنی همه ی آنها را دیده اید.»

اجرا: رئیس شرکت پن (Penn)، در زیر نگاه شرکت کنندگان در برنامه توپ های تنیس را از بالای یک ساختمان مرتفع به پایین پرتاب می کند.

هر کدام از توپ ها پس از برخورد با زمین به یک اندازه به هوا بلند می شود و در این هنگام، این صدا شنیده می شود: «و حالا این آزمایش را روی یک شرکت کننده ی محترم انجام می دهیم.»

در این موقع آن شرکت کننده، برای پرتاب شدن توسط دو نفر از زمین بلند می شود.

سعی کنید تبلیغ تلویزیونی تان مانند تبلیغ مطبوعاتی تان نباشد.

خیلی از مشتری های بزرگ، در برنامه های تبلیغاتی شان، به یکسان بودن تبلیغات تلویزیونی و مطبوعاتی اصرار دارند و معتقدند که این کار باعث ایجاد یک هم افزایی (سینرژی) می شود. اگر یک آگهی خوب تلویزیونی دارید که در مطبوعات هم به کار می آید، خیلی عالی است! اما اگر چنین امکانی در اختیار ندارید، اجازه ندهید طرحتان در جای نامناسبی ارائه گردد.

منبع: برگرفته از کتاب تبلیغات خلاق

Market Analysis

چگونه میتوانید از خدمات ما استفاده کنید؟

با مراجعه به دفتر شرکت از طریق تعیین وقت قبلی، و یا ارسال درخواست مشاوره بصورت آنلاین و ارسال ایمیل..

محبوب ترین ها

MARKIN

مقالات مرتبط در این راستا که می توانید به آنها دسترسی داشته باشید.

0 M

This is the heading

5/5

دیدگاهتان را بنویسید