مقاله

در طبقه ی کالایی ،شما کدام نام تجاری بالاترین سهم را در ذهن مخاطب دارد؟

نام تجاری در خلأ وجود ندارد ،شور هدف و چشم اندازی که از شرکت میآید ممکن است با رقبا کاملا متمایز باشد. احتمالا فهرست ارزشهای بنیادی شرکتهای مختلف را دیده اید که آن ارزشها را منتشر کرده اند تا فرهنگشان را نشان دهند وقتی به این فهرستها در یک صنعت ،کنید به نظر میرسد که از یک فهرست خلاصه تر ۱۲ اصولی انتخاب شده نگاه باشند. فرهنگ شرکت ما نوآور بازار، مدار مشتری ،مدار ،اخلاق گرا پاسخگو همکاری مشترک قابل ،اعتماد کیفیت ،مدار ،پیشرو ،خلاق ،مسئول و خوشبین زمانی که اصول اخلاقی همچون موارد فوق از دیدگاه همه ستودنی است شما نیاز به زاگ دارید؛ زیرا باید خود را با چیزی منحصر به فرد متمایز ،کنید نه چیزی که شما را ستودنی .کند در اینجا باید از حیطه تمرکز ،خارج و به حیطه ی تمایز وارد شویم ابقه ای برندگان و بازندگان خود را دارد در ساخت نام تجاری باخت و نام تجاری با هم مرتبط است همان گونه که فضای خالی برای ۳ ۴ یا حتی بیشتر در هر طبقه کالا وجود دارد اما نکته ی مهم سازماندهی خود در سلسله مراتب قابل پیش بینی است در یک طبقه ی کالای ،بالغ معمولاً نام تجاری شماره ی یک دو برابر نام تجاری شماره ی دو سهم بازار دارد و شماره دو نیز دو برابر شماره ی ۳ و به همین ترتیب شماره ی ۴ و غیره تا جایی که هیچ سهم بازاری .نماند در طبقهی گروه کالاهایی که

   رقبای بیش تری وجود دارند تفاوت سهم بازار آن قدر اسفبار ،نیست اما سلسله مراتب هنوز دست نخورده است.

این پدیده را نظریه پردازان، قانون قدرت» مینامند. قوانینی که توضیح میدهد چرا موفقیت، موفقیت جذب یکند یا چرا پول پول می آورد. در قوانین قدرت سلسله مراتب سهم بازار به وسیله مشتریان کنترل میشود؛ چرا که آنها به ترتیب موفقیت رقبا را رده بندی می.کنند ترتیب موفقیت از طریق دو عامل معین میشود ترتیب تولد رقبا که شامل اولینها در بازار با اولین «مزایا و دلبستگیهای ممتاز می شود، اصطلاحی است که نظریه پردازان برای محبوبیت به کار میبرند جک تروت و آل رایس، کارشناسان جایگاه سازی ،نام ،تجاری معتقدند بزرگ ترین برندگان آنهایی نیستند که اول وارد بازار شدند ،بلکه آنهایی هستـ که در ذهن مردم جای گرفتند

پس بنا بر قانون قدرت تنها جایگاه قابل ارزش در بیشتر طبقات شماره های یک و دو هستند شماره ی ۳ باید جایگاهی مفید از خلاً شماره ۲ را داشته ،باشد و در زیر شماره ی ۳ معمولا منطقی تر است که طبقهی جدید ایجاد شود که با ۳ تای دیگربجنگد.

فهرست صفحه ی ۷۰ برخی از شرایط را نشان میدهد که قوانین قدرت برای رهبر شدن دارند جک ولش در سال ۱۹۸۱ به طور ،واضح قدرت رهبری بازار را درک کرد؛ زمانی که به رؤسای تجاری اش :گفت فروش را بچسبید یا تعطیل «کنید در جایی که شاید یک یا دو رقیب دیگر در آن زمان حضور داشتند قانون قدرتی که رهبری نام تجاری را هدایت میکند میتواند با فرمول سادهی زیر به دست آید.

 برخی از نامهای تجاری بر قانون قدرت پایبند هستند؛ همچون آنهایی که مثل هابس در یک فناوری صنعت یا شبکه ی اجتماعی عمل میکنند. دلیل این که مایکروسافت جایگاه محکمی در بازار یافت این است که بازار استاندارد دیگری برای تمهای اجرایی نمیخواهد و به همین دلیل است که مایکروسافت در برکناری ادوب در فایلهای قابل انتقال دچار مشکل شد یک پی دی اف استاندارد کافی

است.

در مورد کافی شاپ ما چه طور؟ چه طبقه ای را میخواهید رهبری کند؟ از آن جایی که زنجیره ی کافی شاپهای آموزشی یک ایدهی جدید است این بحث وجود دارد که در یک طبقهی جدید جزو اولین باشیم؛ پس در کوتاه مدت، رهبری بازار تضمین شده .است اما در دراز مدت لازم است که قسمت دوم قانون قدرت یعنی محبوبیت را به دست آوریم تا حتی زمانی که رقبا وارد این طبقه میشوند؛ رهبر بمانیم. البته کافی شاپ قبل از این که این طبقهی جدید ایجاد شود بازار رقابتی داشته است در شروع باید با انتخابهای دیگر رقابت شود؛ همچون کافه های سنتی کافههای سلف سرویس اتاقهای ،تست فروشگاههای فروش ،قهوه و رستورانها ،بنابراین بسیار مهم است که یک زاگ کاملا شکل گرفته متولد شود

Market Analysis

چگونه میتوانید از خدمات ما استفاده کنید؟

با مراجعه به دفتر شرکت از طریق تعیین وقت قبلی، و یا ارسال درخواست مشاوره بصورت آنلاین و ارسال ایمیل..

محبوب ترین ها

MARKIN

مقالات مرتبط در این راستا که می توانید به آنها دسترسی داشته باشید.

0 M

This is the heading

5/5

دیدگاهتان را بنویسید